الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)
23
تفسير جوامع الجامع (فارسى)
نياوريد ، و براى خودم شرط مىكنم كه از آنچه براى خود نمىپسنديد براى من هم نپسنديد . ابن رواحه گفت : وقتى كه چنين كرديم جز ايمان چيست ؟ پيامبر فرمود : بهشت شما راست . آنها گفتند : معامله امضا شد ، اقاله نمىكنيم ، و تقاضاى اقاله هم نداريم . يُقْتَلُونَ ؛ فعل مضارع به معناى امر به كار رفته : بايد مبارزه كنند ، مثل آيه : تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ « 1 » ؛ در راه خدا جهاد كنيد . و بعد ، مىفرمايد : يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ « 2 » ، تا خدا گناهانتان را بيامرزد . فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ ؛ اول معلوم و دوم مجهول ، و بر عكس نيز خوانده شده است . وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا ؛ مصدر تأكيد كننده است : وعدهاى كه خداوند به مبارزان در راهش داده و عدهاى است ثابت كه در تورات و انجيل آن را ثبت نموده ، چنان كه در قرآن ذكر كرده است . وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ؛ هيچ كس از خداوند به عهد خود وفا كنندهتر نيست ، چرا كه خلف وعد و پيمان شكنى زشت و انسان كريم چنين كارى نمىكند - گر چه بر انسانها بخاطر نيازشان جايز است - تا چه رسد خداوند كريم كه هيچ گونه نيازى ندارد و هيچ قبحى از او روا نيست . فَاسْتَبْشِرُوا ؛ از اين داد و ستد شادمان باشيد كه كالايى فناپذير را به بهايى جاودان فروختيد ، و زايل شوندهاى را داديد و بىزوالى را گرفتيد . وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ ، و الظّفر ، العظيم ؛ اين است پيروزى بزرگ و هيچ عبارتى براى تشويق به جهاد ، نيكوتر و رساتر از اين نيست . التَّائِبُونَ ؛ مرفوع به مدح است به تقدير : هم التائبون و مراد مؤمنان ياد شده است .
--> ( 1 ) - صف 11 و 12 . و - مجزوم بودن « يغفر » دليل بر اين است كه « تجاهدون » به معناى امر است . ( 2 ) - همان .